ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *
مرا بخاطر داشته باش

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *

روباه : مي‌دوني ساعت چنده ؟ آخه ساعت من خراب شده.

شير : اوه . من مي‌تونم به راحتي برات درستش کنم.

روباه : اوه . ولي پنجه‌هاي بزرگ تو فقط اونو خرابتر مي‌کنه.

شير : اوه ، نه بده برات تعميرش مي‌کنم.

روباه : مسخره است. هر احمقي ميدونه که يک شير تنبل با چنگال‌های بزرگ نمي‌تونه يه ساعت مچی پيچيده رو تعمير کنه.

شير : البته که مي‌تونه. اونو بده تا برات تعميرش کنم.

شير داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتي با ساعتي که به خوبي کار مي‌کرد بازگشت. روباه شگفت زده شد و شير دوباره زير آفتاب دراز کشيد و رضايتمندانه به خود مي‌باليد.

 

بعد از مدت کمي گرگی رسيد و به شير لميده در زير آفتاب نگاهي کرد.

گرگ : مي‌تونم امشب بيام و با تو تلويزيون نگاه کنم؟ چون تلويزيونم خرابه.

شير : اوه. من مي‌تونم به راحتي برات درستش کنم.

گرگ : از من توقع نداری که اين چرند رو باور کنم. امکان نداره که يک شير تنبل با چنگال‌های بزرگ بتونه يک تلويزيون پيچيده رو درست کنه.

شير : مهم نيست. مي‌خواهي امتحان کني؟

شير داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتي با تلويزيون تعمير شده برگشت. گرگ شگفت زده و با خوشحالي دور شد.

 

حال ببينيم در لانه شير چه خبره؟

در يک طرف شش خرگوش باهوش و کوچک مشغول کارهای بسيار پيچيده بوسيله ابزارهای مخصوص هستند و در طرف ديگر شير بزرگ مفتخرانه لميده است.

 

نتيجه : اگر مي‌خواهيد بدانيد چرا يک مدير مشهور است به کار زير دستانش توجه کنيد. اگر مي‌خواهيد مدير موفق و مؤثري باشيد از هوشمندي و ارتقاء کارکنان تان نهراسيد بلکه به آنها فرصت رشد بدهيد. اين مسأله چيزي از توانمندي‌هاي شما نمي‌کاهد.

** بيل گيتس :

مديران موفق ، افراد باهوش‌تر از خود را استخدام مي‌کنند.

 

با سپاس از : رضا

ممکن است بدانید که میان آداب معاشرت اجتماعی و کاری تفاوت وجود دارد ، اما احتمالاً مطمئن نیستید که این تفاوتها دقیقاً چیستند و چگونه اعمال میشوند.

کار و تجارت مقوله ای فراجنسیتی اند. آنچه اهمیت دارد عنوان و موقعیت است ، نه جنسیت. ولی ، هنگامی که با افرادی از جنسی مخالف کار میکنید ، جنسیت در بعضی از موارد مطرح و موجب بروز مشکلاتی میشود. برای مثال : اگر خانم هستید ، آیا در را برای دیگران باز میکنید؟ یا صبر میکنید تا رئیستان ، که یک مرد است ، در را برای شما باز کند؟

برای جلوگیری از بروز خطا و اشکال ، از این قانون پیروی کنید : در محلی کار، نفر اول جدا از اینکه چه جنسیتی داشته باشد ، در را برای بقیه باز میکند ، البته اگر دستتان پر باشد (حتی اگر نفر اولی باشید) از در باز کردن معاف میشوید.

مثل تمام قوانین خوب دنیا ، این قانون هم استثناء دارد :

این شمایید که همیشه باید در را برای ارباب رجوع یا مشتریتان باز کنید.

 

  • بی توجه به جنسیت ، به همکارتان کمک کنید : برای مثال ، اگر دستش پر از کتاب و کاغذ است ، مقداری از آنها را از او بگیرید.
  • همیشه میزبان ، بی توجه به جنسیت ، مسئول پرداخت هزینة پذیرایی است.
  • بی توجه به جنسیت ، همیشه هنگام سلام و احوالپرسی از جای خود برخیزید.
  • خانمها هم در ملاقاتهای کاریشان باید با هم دست بدهند ، درست مانند آقایان.

 

کتاب : آداب معاشرت در محیط کار

نویسنده : سو   فاکس

مترجم : آزیتا   زمانی

انتشارات : هیرمند

 

خواننده گرامی یقیناً در نظر دارد که مبحث باز کردن در ، فقط جنبه مثال داشته و همانگونه که توضیح داده شد منظور بیشتر بیان موقعیت میباشد.  

 

این که چرا نظام آموزشی ایران اصلاح و منطبق با آخرین دستاوردهای علمی دنیا ، بروز نمیشود ، سوالی است که پاسخ های متعددی بدان داده میشود.

 

  • آنها که به همه چیز با عینک بدبینی می نگرند میگویند نظام آموزشی اصلاح نمی شود چون خروجی وضعیت کنونی ، افرادی هستند که راحت تر میتوان آنها را کنترل کرد.

 

  • نگاه خوش بینانه نیز بر این باور است که دست اندرکاران آموزش و پرورش ، نسبت به تحولات جهانی عرصه تعلیم و تربیت ناآگاه هستند یا به دلیل فشل بودن ساختار این وزارتخانه ، قادر به ایجاد تحولات بنیادین در آن نیستند.

 

  • البته قضاوت های بینابینی هم وجود دارد ولی فارغ از علل ، باید به تلخی گفت که آموزش و پرورش ایران سال هاست که تبدیل به چرخ گوشتی شده است که کودکان ایرانی را در 6 یا 7 سالگی تحویل میگیرد و بعد از 12 سال ، موجوداتی خرد شده تحویل جامعه میدهد که عمدتاً فاقد توانایی زندگی هستند.

 

ببینید :

- از همان ابتدا ، آموزش های دینی در وسیع ترین سطوح به دانش آموزان ارائه میشود و هزاران میلیارد تومان در هر سال ، صرف این مقولات میشود. خروجی آن همه تعلیمات دینی را در جامعه خودتان ببینید و قضاوت کنید!

 

- از همان اول ابتدایی ، به دانش آموزان خواندن و نوشتن یاد میدهند و در مقاطع بالاتر ، نهاد و گزاره و موصوف و صفت و قافیه و ردیف و ... به آنها یاد میدهند ولی بیش از 50 درصد از فارغ التحصیلان ، از نوشتن یک نامه عادی اداری عاجزند.

 

- این همه خرج مادی و معنوی میکنند و تاریخ و جغرافیا و علوم و ریاضی و هندسه و ... به ذهن بچه ها تحمیل و تزریق میکنند ولی کافی است چند سوال ساده تاریخی یا جغرافیایی یا یک مسأله ساده ریاضی به دیپلمه های این نظام آموزشی بدهید تا ببینید اطلاعات عمومی شان چقدر نازل است و اکثرشان بدون ماشین حساب نمیتوانند یک تقسیم ساده را انجام دهند!

 

- سالهای سال ، دو زبان عربی و انگلیسی را هر هفته و هر هفته به دانش آموزان تعلیم میدهند و مدام امتحان میگیرند و در کنکور هم ضریب ویژه ای برایشان در نظر گرفته اند اما کدام دانش آموز به صرف کلاس های مدرسه ، میتواند یک صفحه از روزنامه انگلیسی را -که حاوی لغات تخصصی هم نیست- بخواند یا بتواند از عهده مکالمات روزمره عربی برآید؟!

 

آنچه در چند بند فوق آمد ، ناظر به آموزش هایی است که داده میشود و ثمری ندارد ، حال بماند آنچه به بچه ها یاد نمیدهند : مهارت های زندگی ، امید ، خلاقیت ، مذاکره ، قدرت حل مسأله ، مدارا ، تعاملات اجتماعی و ... .

 به همه این فجایع بیفزایید فضای حاکم بر نظام آموزشی را که آمیزه ای از استرس ، اضطراب ، تحقیر ، تولیدحس ناتوانی در بچه ها ، ایجاد ارزش های کاذب در دانش آموزان و خانواده هاست ، فضایی که نه تنها بچه ها قربانی بی چون و چرای آنند ، که خود معلمان نیز در این فضای مندرس ، در رنج دائمی اند.

 

هم از این روست که عصر ایران اقدام به راه اندازی اندیشکده آموزش و پرورش کرده است تا به طور عملی پیگیر اصلاح نظام آموزشی کشور شود چرا که بر آنیم اگر همین یک کار را ولو در حد چند قدم کوتاه ولی عملی ، انجام دهیم ، خدمتی ماندگار به ایران و آینده ایران کرده ایم.

نامه ای نیز که اخیراً با امضای 9 نفر خطاب به کاندیداهای ریاست جمهوری منتشر شد ، در همین راستاست چرا که معتقدیم اصلاح بنیادین آموزش و پرورش ، آن هم نه بر اساس آزمون و خطا و دیدگاه های شخصی که بر پایه اخرین یافته های علمی - که در جهان مورد استفاده هستند - باید یکی از شعارهای اصلی کاندیداها و یکی از برنامه های عملی رئیس جمهور آینده باشد.

 

مادام که نظام آموزشی اصلاح نشود ، همه کارهای دیگر در این کشور ، کوبیدن آب در هاون است و مصداق این سخن سعدی بزرگ که فرمود :

خانه از پای بند ویران است     خواجه در بند نقش ایوان است

 

منبع :

روزنامه عصر ایران / محمد جعفری : جامعه شناس

با سپاس از : کیوان

 

در صحنه‌ای از فیلم تایتانیک در حالی که کشتی در اثر برخورد با کوه یخ دچار صدمة جدی شده بود ، گروهی نوازنده در عرشة کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند!

آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا می‌کردند و دقت می‌کردند که کیفیت کارشان تحت تأثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد! اما در یک کشتیِ در حالِ غرق‌شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این‌سو و آن‌سو هستند ، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!

 

مثالی دیگر می‌تواند از کتاب " قلعه حیوانات " باشد. طبق ماجرای این کتاب ، حیوانات دست به دستِ هم میدهند و ارباب و خانواده‌اش را از مزرعه بیرون می‌کنند و خود مدیریت مزرعه را به دست می‌گیرند. اولین کار آن‌ها تنظیم عهد نامه‌ایست که طبق آن همة حیوانات باهم برابرند و هیچ‌کس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند.

اما چیزی نمی‌گذرد ، خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است ، آرام‌آرام عهدنامه را تغییر داده و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه‌ای وضع می‌کند. در این میان ، اسبی در مزرعه زندگی می‌کند به نام "باکستر" که به لحاظ خوش خلقی ، صبوری و پشتکار ، مورد احترام همة حیوانات است. حیوانات از او می‌خواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما باکستر ، سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه‌ای ندارد.

شُعار او این است : "من کار می‌کنم!" و احساس می‌کند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد! گرچه باکستر می‌توانست از اتفاق وحشتناکی که درقلعة حیوانات رخ می‌دهد جلوگیری کند ، چنان با وجدان و شرافتمندانه سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از تغییرات باخبر شد که خوک حاکم ، او را به یک سلاخ فروخت!

 

در جریان زندگی هستند افرادی که چنان سرشان به کار و تخصص خود گرم است که فراموش می‌کنند کل این زندگی ، سازمان یا کشور به کدام سو حرکت می‌کند! بسیاری از افراد باهوش و سختکوش گرفتار "سندروم باکستر" می‌شوند و جهت‌گیری درست و به‌ موقع را از یاد می‌برند.

"باکستر جماعت‌ها" آدم‌های خوب و باشرافتی هستند اما بر اولویت نادرست تمرکز کرده اند.