ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *
مرا بخاطر داشته باش

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *

 

گاو ما ما میکرد ،

گوسفند بع بع میکرد ،

سگ واق واق میکرد ،

و همه با هم فریاد میزدند : حسنک کجایی ؟؟

 

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن میکند ،

او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات ، جلوی آینه به موهای خود ژل میزند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت میزند ،

دیروز که حسنک با کبری چت میکرد ، کبری گفت : تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس دوست شده بود. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت میکرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد میکرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر میشکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد !!

برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود ، اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند ،

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود. الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد. او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصلة مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد. او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید ، چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت ،

اما او از چوپان دروغگو گله ندارد. چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد. به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.

 

با سپاس از : رضا

 

  • صندلی اتوموبیل را کمی جلو بکشید تا زمان رانندگی یا نشستن طولانی عضلات پشت ران و عصب سیاتیک بیش از حد در حالت کشیده قرار نگیرند.

 

  • دقت کنید‌ هنگام نشستن کیف پول یا شیء دیگری در جیب پشت شلوارتان نباشد و به لگن یک طرف فشار وارد نکند.

 

  • هنگام نشستن به صورت مستقیم قرار گیرید و وزن خود را به صورت غیر قرینه بر لگن‌ها وارد نکنید.

 

  • از آنجا که لبه‌های صندلی وسایل نقلیه در طرفین بلندتر هستند، توجه کنید درست در قسمت میانی صندلی قرار بگیرید.

 

  • نشستن تعداد مسافر بیشتر از ظرفیت صندلی‌ها می‌تواند وضعیت نامناسبی را در طول سفر ایجاد کند و سبب آسیب ستون فقرات کمر و مفاصل خاجی و دنبالچه شود.

 

  • هنگام نشستن باید ارتفاع زانو و لگن یکی باشد و ران‌ها به صورت افقی قرار گیرند. هر 40 تا 50 دقیقه یکبار بهتر است از جای خود بلند شوید و کمی راه بروید و در صورت امکان، چند تمرین کششی آرام را که قبلا در فیزیوتراپی آموزش دیده‌اید، انجام دهید.

 

  • در صورتی که سابقه کمردرد دارید در طول سفر و هنگام نشستن از یک کرست کمری فنردار استفاده کنید. این کمربندها می‌توانند به عضلات شما برای حفظ وضعیت صحیح ستون فقرات کمک کنند.

 

منبع :

 جام جم آنلاین

با سپاس از : دکتر امیر

تفاوت كشورهای ثروتمند و فقير ، تفاوت قدمت آنها نيست. براي مثال كشور مصر بيش از ۳۰۰۰ سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است! اما كشورهای جديدی مانند كانادا ، نيوزيلند ، استراليا كه ۱۵۰ سال پيش وضعيت قابل توجهی نداشتند ، اكنون كشورهایی توسعه‌ يافته و ثروتمند هستند. تفاوت كشورهای فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعی قابل استحصال آنها هم نيست.

 ژاپن كشوری است كه سرزمين بسيار محدودی دارد كه ۸۰ درصد آن كوه‌هایی است كه مناسب كشاورزی و دامداری نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوری میباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر میکند.

مثال بعدی کشور سوئيس است. كشوری كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمی‌آيد اما بهترين شكلات‌های جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سوئيس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزی و دامداري انجام داد ، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد می‌شود. سوئيس كشوری است كه به امنيت ، نظم و سختكوشی مشهور است و به همين خاطر به گاو صندوق دنيا مشهور شده‌ است (بانك‌های سوئيس).

افراد تحصيل ‌کرده‌ای كه از كشورهای ثروتمند با همتايان خود در كشورهای فقير برخورد دارند برای ما مشخص می‌كنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهی در اين ميان ندارد. نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند ، زيرا مهاجرانی كه در كشور خود برچسب تنبلی میگيرند ، در كشورهای اروپایی به نيروهای مولد و فعال تبديل می‌شوند.

پس تفاوت در چيست؟

تفاوت در رفتارهایی است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است. وقتی كه رفتارهای مردم كشورهای پيشرفته و ثروتمند را تحليل می‌كنيم ، متوجه می‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگی خود پيروی می‌كنند :

  • اخلاق به عنوان اصل پايه
  • وحدت
  • مسئوليت پذيری
  • احترام به قانون و مقررات
  • احترام به حقوق شهروندان ديگر
  • عشق به كار
  • تحمل سختی‌ها به منظور سرمايه‌گذاری روي آينده
  • ميل به ارائه كارهای برتر و فوق‌العاده
  • نظم ‌پذيری
  • دروغ کثیف‌ترین فعل غیر انسانی دنیا است

 

اما در كشورهای فقير تنها عده قليلی از مردم از اين اصول پيروی می‌كنند. در کشور ما :

 کسی که زیاد کار کند تراکتور نامیده میشود.

کسی که به قوانین احترام بگذارد بچه مثبت است.

کسی که اخلاقیات را رعایت کند برچسب پاستوریزه خواهد گرفت.

کسی که از وطنش حرف میزند توسط عده ایی مخالف مذهب شناخته میشود.

کسانی که حقوق دیگران را زیر پا میگذارند و  افراد قالتاق ، آدمهای زرنگ خوانده میشوند.

انسانهای منظم و منطقی افراد خشک وحوصله سر بر هستند.

انسانهای با ادب و مبادی آداب متملق به حساب می آیند.

جوانان بسیار ساعی وکوشا ، خرخوان نامیده میشوند.

همه به دنبال یک شبه رفتن ره صد ساله هستند.

و......... شما بگوئید...!!

باید از خودمان شروع کنیم و از همین لحظه ، ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعی نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است. ما فقير هستيم برای اينكه رفتارمان چنين سبب شده ‌است. ما براي آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهای پيشرفته شناسایی شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم.

 

اگر شما اين مطلب را برای ديگران نفرستيد : اتفاقی برای شما نمی افتد ، از محل كارتان اخراج نمی شويد ، شغلتان را از دست نمیدهید ، هفت سال بدبختی بر سرتان آوار نمي‌شود و مريض هم نخواهيد شد.

 اما اگر اين پيغام را به گردش بیندازید شايد تعداد بيشتری تغيير كرده و عمل كنند. باشد که فرزندانمان صاحب و مالک ملیتی باشند که حاصلش در دنیا سرافکندگی و عقب ماندگی فرهنگی نباشد. سپاس که به فکر نسل آینده و کشورمان هستید. یک کار خوب هر چند کوچک در دراز مدت نتیجه بزرگ دارد.

 

با سپاس از : منیژه

با یکی از دوستانم سوار تاکسی شدیم. هنگام پیاده شدن دوستم به راننده تاکسی گفت : ممنون آقا ، واقعاً که رانندگی شما عالی است.

راننده با تعجب گفت : جدی میگویید یا اینکه داری مرا دست می اندازی؟!

دوستم گفت : نه جدی گفتم . خونسردی شما در رانندگی در چنین خیابانهای شلوعی قابل تحسین است. شما بسیار خوب رانندگی نموده و قوانین را رعایت میکنید.

راننده لبخند رضایت بخشی زد و دور شد. از دوستم پرسیدم : موضوع چی بود؟!

 

گفت : سعی دارم " عشق " را به مردم شهر هدیه کنم! با صحبت های من آن راننده تاکسی روز خوشی را پیش رو خواهد داشت. رفتار او با مسافرانش خوب تر از قبل خواهد بود. مسافران نیز از رفتار خوب راننده انرژی میگیرند و رفتارشان با زیر دستان ، فروشندگان ، همکاران و اعضای خانواده خوب خواهد بود. به همین ترتیب خوش نیتی و خوش خلقی میان حداقل هزار نفر پخش خواهد شد. من هر روز با افراد زیادی روبرو میشم. اگر بتوانم فقط 3 نفر را خوشحال کنم ، بر رفتار 3 هزار نفر تاثیر گذاشته ام. گفتن آن جملات به راننده تاکسی هیچ زحمتی نداشت. اگر با راننده دیگری برخورد کنم او را نیز خوشحال خواهم کرد.

در ادامه مسیر ، از ساختمان نیمه تمامی گذشتیم که در جلو ساختمان 5 کارگر مشغول خوردن صبحانه بودند. دوستم ایستاد و گفت : شما کار فوق العاده ای انجام داده اید ، شغل سخت و خطرناکی دارید. این ساختمان کی تمام میشود؟!

یکی از کارگران با اکراه گفت : دو ماه دیگر ...

دوستم گفت : واقعاً ساختمان زیبایی است. باید به کارتان افتخار کنید.

از کارگران فاصله گرفتیم. دوستم گفت : وقتی کارگران حرف های مرا هضم کنند ، احساس خوبی به آنها دست خواهد داد و از خوشحالی انها بخشی از شهر به نحوی بهره مند میشود. هرگز این کار را دست کم نمیگیرم و مأیوس نمیشوم. خوشحال کردن مردم یک شهر کار ساده ای نیست اما اگر بتوانم چند نفر را خوشحال کنم ، کار بزرگی انجام داده ام. روح روح زندگي ما همين عشق است. هر وجودي روحي دارد و روح زيست اصلي ما عشقي است كه مي آفرينيم و نثار هستي ميكنيم.

 

حال آنكه برخي از ما با يك ادبيات ناپسند در پي فرصتيم كه همديگر را تحقیر كنيم :

  • واااي چقدرر چاق شدي!
  • موهاي سفيدتم كه كم كم در اومد !!!
  • اينهمه كار ميكني براي اينقدرر در آمد؟!
  • تو واقعاً فكر ميكني در اين امتحان قبول ميشي؟!
  • و . . . .

اين جملات و امثال آنها كاملاً مخرب نيروي عشق هستند و عشق را از رابطه ها گريزان ميكنند. اگر بتوانيم زيبايي را در نگاه خودمان جاي دهيم ، اصولاً عشق است كه از وجود ما ساطع ميشود.

بياييم جريان عشق را در زندگي خود جاري كنيم.