ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *
مرا بخاطر داشته باش

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *


آیا تابه‌حال به خانه رسیده‌اید و به یاد نداشته باشید که چگونه تا خانه رانندگی کرده‌اید؟ آیا تابه‌حال پشت یک ماشین رسیده‌اید و چند متر قبل را به یاد نیاورید؟ اگر جواب شما به این سؤالات مثبت است، شما در وضعیت خطرناکی هستید ، چراکه شما "هیپنوتیزم جاده" را تجربه کرده‌اید. هیپنوتیزم به‌طورکلی حاصل از تمرکز فوق‌العاده بالا ذهن ، جدا شدن ذهن از محیط پیرامون و همچنین میزان زیادی تلقین است.

هیپنوتیزم جاده نیز نوعی از هیپنوتیزم است که هنگام رانندگی اتفاق می‌افتد.  هیپنوتیزم جاده بر اثر رانندگی در جاده‌های طولانی و یکنواخت ، کم‌خوابی قبل رانندگی ، خستگی ناشی از فعالیت‌های روز قبل و مصرف داروهایی نظیر داروهای اعصاب و روان ، استامینوفن ، شربت‌های ضد سرفه که موجب کاهش سطح هوشیاری می‌شوند ، اتفاق می‌افتد. اما خستگی اصلی‌ترین عامل هیپنوتیزم جاده‌ای شناخته‌شده است زیرا در هنگام هیپنوتیزم جاده ، مغز شما وارد مرحله‌ای از خواب شده که انگاری با چشمان باز خوابیده‌اید. حتی ممکن است چشمانتان تکان بخورد اما در واقع مغز شما خواب است. به‌طورکلی مونوتن و یکنواخت بودن جاده‌ها منجر به خیره شدن چشم در یک نقطه و عدم دیده‌شدن آن صحنه است.  به همین دلیل فعالیت‌های مغزی کاهش‌یافته و عکس‌العمل‌های آنی با سرعت کمتری نشان داده می‌شوند.

فاصله بین دیدن یک جسم در مقابل خودرو و فشار دادن پدال ترمز شش ‌دهم ثانیه است و زمان فوق‌العاده کوتاهی است ، بنابراین اگر سرعت فعالیت‌های مغز پایین بوده و عکس‌العمل دیرتری را نشان دهد ، منجر به تصادفات و خسارات جبران‌ناپذیری می‌شود. مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی نیز موجب بروز اختلالات بیشتری در هوشیاری می‌شود.

طبق تحقیقات انجام‌شده، بیشترین میزان تصادفات جاده‌ای در 30 کیلومتری مقصد اتفاق می‌افتند و این زمانی است که رانندگان خسته هستند و از هوشیاری کمتری برخوردارند.



 برای مقابله با هیپنوتیزم جاده و پیشگیری از بروز تصادفات و خسارات جبران‌ناپذیر رانندگی :

 

  • قبل از رانندگی و سفر ، حداقل 6 ساعت بخوابید و سرحال رانندگی کنید.


  • اگر داروهای ذکرشده در بالا را مصرف می‌کنید ، رانندگی نکنید.


  • در هنگام رانندگی به رادیو یا آهنگ‌های آرام‌بخش گوش نکنید ؛ زیرا ابتلا به اختلال هیپنوتیزم جاده‌ای را افزایش می‌دهد.


  • در بین راه ، حداکثر هر دو ساعت توقف کنید و برای 10 دقیقه استراحت کنید. از خودرو پیاده شوید تا خون به‌خوبی در بدن جریان یابد.


  • در هنگام استراحت بین‌راهی ، انجام حرکات کششی را فراموش نکنید. این حرکات کششی شادابی خاصی را در شما ایجاد می‌کنند که موجب می‌شود تا سرحال رانندگی کنید.


  • اگر با چند نفر سفر می‌کنید ، رانندگی را بین خود تقسیم کنید. بهتر است هر دو ساعت یک‌بار راننده را عوض کنید.


  • اتاقک داخل خودرو را خنک نگهدارید، محیط گرم ، موجب خواب‌آلودگی می‌شود.


  • چای و قهوه ؛ کافئین مصرف کنید تا خواب‌آلود نباشید.


coolهیپنوتیزم جاده یک اختلال است و شما تنها نیستید. بسیاری از افراد جامعه این وضعیت را تجربه کرده‌اند.


laughingراهکارهای ذکرشده فوق را استفاده کرده و سفری امن و راحت را تجربه کنید.



منبع : گروه خودروسازی کارمانیا

 

21ارديبهشت

‍ موزیک ویدیوئی زیبا ، که یک جهانگرد خارجی ساخته است.

 

با سپاس از : مهدی

11ارديبهشت

" نامچه بازار " ، توسعه یافته ترین و زیباترین منطقه مسکونی هیمالیا در ارتفاع 3400 متر از سطح دریا.

دیدن منطقه مسکونی در چنین ارتفاعی ، خود به تنهائی یک تجربه فوق العاده است.

 

 عکس و متن با اجازه دوست و همکار عزیزمون آقای دکتر کیوان از سفر به بیس کمپ اورست ، در اختیار شما همراهان گرامی قرار گرفته.

 

با سپاس از : کیوان

06ارديبهشت

میشه گفت که همه دورادور یا از نزدیک با ارگ بم آشنا هستن و کمتر ایرانی ای هستش که اسم این عمارت خشت و گلی رو نشنیده باشه.

امسال عید جاتون خالی تو راه رفتن به یزد از بندر عباس ، یه شب و یه روز رفتیم بم.

اگه بخوام تعریف کنم مطمئنم که تکراری میشه ، فقط چند تا عکس به رسم یادبود براتون گذاشتم و یه توضیح کوچیک هم از یکی از راهنماها که بیشتر یادآوری ای هستش از عظمت و شاهکار این ارگ.

از ابتدای ورود به مجتمع ارگ تا بالاترین نقطه اون ، میشه گفت که چندین طبقه هستش که هر کدوم از اونها در زمان خودش کاربردهای خاصی داشته. اما چیزی که برای من و خیلی از مردم حاضر تازگی داشت ، دو کتیبه بلند یا بهتر بگم دو سکو بود که یکی مخصوص جارچی ها و اعلان اوامر حکومتی بود :

 

 

و دیگری مخصوص مراسم نظامی و ابلاغ اوامر به سربازان و افسران :

 

طبق گفته راهنما : این میدان از دید ما و بر روی سطح زمین به شکل مستطیل دیده میشود ولی از ارتفاع و بر اساس طرح و ساخت معماران ، به شکل یک بیضی میباشد که سکوی مورد نظر در یکی از کانونهای آن قرار دارد.

شخصی که قصد صحبت داشته بر روی این سکو قرار میگرفته و بدون هیچ تلاشی برای اینکه بخواهد صدای خود را بلند کرده ، با نوای خیلی آهسته ، صدای خود را به گوش انتهائی ترین فرد در این میدان میرسانده. این کاری بود که خود راهنما با چند تن از بازدید کنندگان انجام داده و موجب ابراز تشویق همگان شد. شما را به دیدن تصاویری چند از این عمارت تاریخی دعوت میکنم.

 

05ارديبهشت

دور نمای زیبای منطقه گوراکشپ در ارتفاع 5164 متر.

گوراکشپ ، اقامتگاه پایانی مسیر قبل از صعود نهائی به بیس کمپ اورست هست.

 

 

 

عکس و متن با اجازه دوست و همکار عزیزمون آقای دکتر کیوان از سفر به بیس کمپ اورست ، در اختیار شما همراهان گرامی قرار گرفته.

با سپاس از : کیوان

05ارديبهشت



 روز پنجم فروردین در مسیر عسلویه به بندر چارک در محل روستای " دهنو "  از توابع  " چاه مبارک " شهرستان " عسلویه " با این منظره روبرو شدیم. بسیار زیبا بود. بعداً فهمیدم که نام این پدیده " آبشار ابر " هستش.

 

 

 

 

تعطیلات بهترین زمان برای مسافرت رفتن و خستگی ماهها کار را از تن به در کردن است. اگر تعطیلات خوبی را سپری کنید ، پس از آن می‌توانید کار و زندگی روزمره را با انرژی تازه‌ای شروع کنید. اگرچه مسافرت‌های هیجان انگیز و پرماجراجویی تک نفره بسیار لذت بخش است ، اما هیچ چیز به اندازه سفرهای گروهی لذت بخش نیست.

شما می‌توانید در کنار اعضاء خانواده و یا دوستانتان، اوقات خوشی را بگذرانید. با اینحال انتخاب افرادی که قرار است همسفرتان باشند ، بسیار مهم است. دراینگونه مواقع کسانی که به اصطلاح "خوش سفر" هستند ، می‌توانند همراههای خوبی باشند. هنگام انتخاب همراه خود در مسافرت به سراغ کسانی که متخصص خراب کردن لحظات خوب هستند ، نروید. افرادی که در این مطلب از آنها یاد شده است ، هرگز مناسب سفر نمی‌باشند :


 همیشه دیر می‌کنند : این افراد معمولاً خدای بی ادبی هستند. بیشتر ما ، در محل کار یا محیط زندگی ، افرادی را می‌شناسیم که مدام دیر می‌کنند. مسافرت رفتن با چنین فردی ، مسلماً دایماً برنامه‌هایتان را به هم می‌ریزد. آنها نمی‌توانند سرموقع حاضر شوند و در نهایت شما را به دردسر می‌اندازند. اگر مجبور هستید با چنین شخصی به سفر بروید ، هر کاری را که می‌خواهید انجام دهید ، زودتر از زمان لازم به او بگویید حاضر شود.


 بسیار پرحرف هستند : " سکوت طلاست. " اما این جمله برای همه مردم مفهومی ندارد. البته هر کس در مسافرت دوست دارد با همسفرهایش گفتگو کند ، اما گاهی گذراندن لحظاتی در سکوت و تماشای مناظر اطراف و آرامش داشتن هم لذت بخش است. ولی یک همسفر پرحرف به این موضوع اصلاً توجهی ندارد. حتی اگر شما مشغول مطالعه ، شنیدن موسیقی و یا استراحت هستید ، دائم حرف میزند و یک لحظه هم راحتتان نمی‌گذارد.

 خودخواه هستند : همسفران خودخواه فقط به خواسته‌های خودشان توجه دارند و دایماً شما را مجبور به کاری می‌کنند که خودشان می‌خواهند. مثلاً چه غذایی بخورید ، کجا بروید ، چه تفریحی داشته باشید و حتی کجا استراحت کنید. با چنین فردی فرصت نمی‌کنید در مورد چیزی نظر داده و یا پیشنهاد دهید و سفر بسیار بد و خسته کننده‌ای تجربه خواهید کرد.

تنبل و بی‌حال‌اند :  بله ، تعطیلات زمانی برای استراحت کردن و آرامش داشتن است. اما افراد تنبل 24 ساعت 7 روز هفته ، هیچ کاری نمی‌کنند. آنها در کل سفر ، تا دیروقت می‌خوابند ، پس از غذا ، مثلاً اگر به یک شهر ساحلی رفته باشید ، به کنار ساحل رفته و این بار آنجا تا غروب می‌خوابند و اگر خیلی خوش شانس باشید ، غروب با شما چند دقیقه صحبت کرده و بعد دوباره به استراحت می‌پردازند. بدین ترتیب ، سفرتان بدون تجربه و خاطره جالب خاصی می‌گذرد و فقط خستگی و بی‌حوصلگی برایتان باقی می‌ماند.

 

بیش از حد پر جنب و جوش هستند : این افراد نقطه مقابل تنبل‌ها هستند. آن‌ها هم می‌توانند لحظات خوش سفرتان را خراب کنند. مثلاً 4 صبح از خواب بیدار می‌شوند و به کوهنوردی بروند ! در بدترین نقطه دریا ، شروع به شنا کنند و حتی ممکن است دست به کارهای خطرناک و ماجراجویانه بزنند. اگر به دنبال آرامش و استراحت حسابی در تعطیلات هستید و البته چند تفریح ساده مدنظرتان هست ، با چنین فردی به سفر نروید.


کلی چمدان با خود برمیدارند : یک هفته سفر ، اما سه تا چمدان بزرگ برای یک نفر! همسفری که وسایل بسیاری با خود می‌آورد ، بسیار دست و پاگیر خواهد شد ، حتی ممکن است موجب پرداخت هزینه اضافی هم شود. در این روزها با وجود فناوری‌های مدرن می‌توان به راحتی فهمید که مقصد سفرمان در چه وضعیت آب و هوایی است و مناسب آن منطقه لباس برداشت. در حقیقت برداشتن یک یا دو دست لباس اضافی کفایت می‌کند. اما وقتی همسفرتان کل کمد لباس خود را به همراه می‌آورد ، مسلماً کلافه و خسته‌تان می‌کند.


 دیوانه عکاسی‌اند : سفر رفتن ، زمانی عالی برای گرفتن عکس‌های فوق العاده از مناطق بی نظیر و منحصر به فرد است و می‌تواند خاطرات زیبایتان را برای همیشه ثبت کند. اما لحظاتی هم وجود دارد که شما دوست دارید دوربین را به کناری گذاشته و از تماشای اطرافتان و یا هر کار دیگر غیر از عکاسی لذت ببرید. اما همسفرتان که دوربین را یک لحظه کنار نمی‌گذارد ( و البته باید گفت عکاس واقعی هم نیست!)، به شما اجازه لذت بردن از سفرتان نمی‌دهد. بنابراین چنین فردی هم مناسب همسفر شدن نیست.


 بیش از حد مقید هستند : برنامه ریزی قبل از سفر کار بسیار خوبی است. شما می‌توانید برای هر روزتان برنامه‌ای از قبل داشته باشید و با دانستن اینکه چه کارهایی می‌خواهید انجام دهید از وقت محدودتان بهترین استفاده را ببرید. اما گاهی اوقات زمانی که در سفر هستید ، موضوعات جالبی برای تفریح می‌بینید که قبلاً هیچ ایده‌ای از آنها نداشتید و می‌توانید آن را با برنامه قبلی‌تان جایگزین کنید و اگر همسفرتان به شدت مقید به برنامه قبلی‌تان باشد ، فرصت تفریحات تازه و داشتن تجربه جدید را از شما می‌گیرد.

 


 بسیار افاده‌ای هستند : تا به‌حال با چنین کسی به مسافرت رفته‌اید؟ یک شکنجه تمام عیار است. دست روی هر مسافرخانه و یا هتلی بگذارید ، آن را کسر شأن خودش می‌داند. حتی رستوران‌های عالی را مزخرف می‌داند و برنامه‌های دیگری دارد و حتی ممکن است با این برنامه‌ها ، هزینه اضافی هم بر روی دست‌تان بگذارد و دست آخر هم از همه چیز ناراضی باشد. وقتی با چنین کسی به مسافرت می‌روید ، دو انتخاب بیشتر پیش رویتان نیست : اول اینکه ، دایماً تسلیم خواسته‌های پر از نخوت آنها شوید و یا از قبل همه چیز ، از هتل گرفته تا رستوران را خودتان رزرو کنید.

 پر از شکایت و غرولند است : برخی از افراد بر سر هر چیزی دائم نق می‌زنند و غرغر می‌کنند. مثلاً اگر پروازتان ، نیم ساعت تأخیر داشته باشد ، زمین و زمان را به هم می‌ریزند و حسابی اوقات تلخی می‌کنند. همه چیز باید کاملاً بر وفق مرادشان پیش رود ، وگرنه با شکایت‌های بی وقفه‌شان ، کلافه‌تان می‌کنند. اگر می‌خواهید چند روز سفر خوبی را تجربه کنید ، هرگز با چنین فردی به مسافرت نروید.

اگر اینقدر خوش شانس هستید که اسفندماه در شیراز باشید بدانید که خدا خیلی دوستتان داشته!

اگراسفند ماه درشیراز هستید :

حتماً با ناهار جرعه ای دوغ بخورید و ظهر حتماً بخوابید. بعدش لباس راحت وکفش کتانی بپوشید و بزنید بیرون.

بروید تا به پارامونت و خیرات برسید. آنجا کفش های نو پشت ویترین ها را نگاه کنید و به عشق و علاقه مردمی که کفش نو میخرند دقت کنید.

تا نصفه های وصال بروید و همراه با استشمام بوی بهار نارنج که پلکتان را سنگین میکند به زوجهای جوانی نگاه کنید که آمده اند تا برای سال نو مبل و میز و صندلی بخرند!.

هدفون را توی گوشتان فروکنید و آهنگ گوگوش بگذارید و به راننده ای که صدای بوقش را نشنیدید و بجای بوقی که زد تا زیرتان نگیرد و نشنیدید و به شما گفت کجاییی؟؟؟؟ لبخند بزنید و بگویید : شرمنده کاکو!! و ببینید که بسادگی میگوید : دشمنت ! عامو بپو!!

بعدش بروید توی خیابون داریوش و به مغازه ها خیره شوید و از عابران تنه بخورید و با هدفون آهنگ هایده گوش کنید. بروید تا به چهارراه زند برسید و زوجها و بچه های کوچولوی شهری و روستایی را ببینید که با شور و شوق از بنجل فروشیهای آنجا لباس نو میخرند و بچه هایی که ساعت های رنگی ده هزار تومانی خریده اند و دارند بامیه می خورند.

بعدش بامیه بخرید ودرحال راه رفتن بخورید و اجازه دهید تا آب قندی تراوش یافته از آن دستتان را (چکنه)  کند. به پاسور فروشهای معتاد آنجا نگاه کنید و داریوش گوش کنید. بعد وارد رودکی شوید و نو شدن سال را در تقویم های جدید کتابفروشی های هنری اش با فروشنده لاغر اندامی که از اول تا آخر بهت تعارف میکند که پول نگیرد ببینید.

چند تقویم کوچک برای کسانی که دوستشان دارید بخرید. بعد جلو سینماها به عکسهای فیلمها خیره شوید و راه بیفتید به سمت فلکه ستاد. بگذارید زمانی که از چهارراه زند تا ستاد راه میروید ابی برایتان بخواند.

ادامه دهید و بوی بهار را وقتی که ازکنار ساختمان های قدیمی دانشکده پزشکی که همیشه در اسفند زوجهایی کنارشان قرار دارند حس کنید.

با یک آهنگ بدون کلام تا ملاصدرا وکتابفروشی محمدی بروید و به پسرخوش صدا و بداخلاق آقای محمدی سلام کنید و یک کتاب برای خودتان بخرید و بیرون بیایید.

بعدش دیگر مهم نیست کجا بروید.

اگر اسفندماه درشیراز هستید به چیز دیگری برای خوشبخت بودن نیازی ندارید.

اگر اسفند ماهی درشیراز هستید بدانید که خدا خیلی دوستتان داشته.

برای شهرمان : علی رومی / اسفند 95

 

با سپاس از : سارا

28آذر

روستای بنود از روستاهای جنوبی‌ترین شهرستان استان بوشهر یعنی عسلویه است. این روستا از توابع بخش "چاه مبارک" میباشد. روستای بنود ، با ۸۰۰ نفر جمعیت در شش کیلومتری "چاه مبارک" واقع است و تا مجاورت خلیج فارس ، منطقه‌ای بسیار مستعد برای صیادی ، گردشگری و انجام ورزش‌های ساحلی است. ساحل بنود از مناطق دیدنی و بکر جنوب استان بوشهر است.

ساحل بنود

 

ساحل بنود

 

 

شغل بسیاری از مردم این روستا صیادی ، کشاورزی و دامداری است. ساحل زیبا ، درختان و نخل‌ها ، چشمه‌ها و آثار تاریخی از ویژگی‌های این روستا است. البته از غروب زيباي اين منطقه نيز نمي‌توان به راحتي گذشت. گردنه خطرناک و پر پیچ و خم بنود نیز هموار شده است تا مسافران به راحتی به ساحل بنود دسترسی داشته باشند.

 

ساحل بنود

 

ساحل بنود

 

روستای بنود دارای امکانات و جاذبه های گردشگری زیادی است که ساحل آرامش بخش و زیبا از بهترین آنها است. ساحل زیبا و بکر و منحصر به فرد بنود از یک طرف به ساحل ماسه‌ای طویل و زیبا ختم میشود و از طرف دیگر منطقه تلاقی ناهمواری و بریدگی های زیبای کوه در لب ساحل است.

 

ساحل بنود

 

ساحل بنود

 

 

انتخاب متن از : خبرگزاری مهر

باسپاس از : دکتر کیوان بابت نگاره های بسیار زیبا که شخصاً تهیه و در اختیار بنده قرار دادند.

از آستارا که حرکت میکنی به سمت اردبیل ، فقط کافیه کمی دقت کنی به تفاوت طبیعت بین کشور  آذربایجان و کشور خودمون.

آخه ببین چه جوری داریم تیشه میزنیم به ریشه این خاک !!!!

طبیعت ایران مثل منطقه جنگی میمونه : خونه ها و ساختمونهای ناهمگون با طبیعت ، جنگل کچل شده ، جاده ای که تمام مسیرش مثل زباله دونی هستش و بسیاری مناظر دیگه که آدم شرمش میشه به زبون بیاره !!!

آذربایجان

در تمام طول مسیر که میری ، روی کوههای آذربایجان  فقط یک ساختمون دیده میشه و به گفته یکی از کارمندای تله کابین حیران ، اونجا هم اداره جنگلبانیشون هست.

مردمی اونطرف زندگی میکنن تقریباً با درآمد قشر متوسط رو به پائین اینطرف!!! اما اونها برای میراث گذشتگانشون احترام و ارزش قائلند و ما فقط داریم زمینهارو طوری دو دستی تقدیم میکنیم که انگار آیندگان هیچ حقی روی این سرزمین ندارند و این حق مسلم ماست که نابودش کنیم.

«مال خودمه ، دوست دارم اصلاً کل درختا رو هم آتیش بزنم.» این جمله رو مرد میانسالی میگفت که کنار جاده بلال میفروخت و چند قدم اونورتر پسر نوجوونی که آبمعدنی و آبجوش میفروخت و خودش رو پسر اون مرد میانسال معرفی میکرد ، جوری که باباش نشنوه میگفت : ما زمین برنج داریم. بابام دو ساله که تو زمین گازوئیل میریزه تا برنج ها خشک بشن و اون بتونه بهانه داشته باشه که با مجوز شورای محل زمینش رو بفروشه....

فقط از خودم میپرسم : خدایا ، چی داره به سر این مردم میاد؟؟   

 frowncry

اما خُب وقتی میرسی به سرعین داستان عوض میشه ....embarassed