ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *
مرا بخاطر داشته باش

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *

همگانی (138)

همگانی
15خرداد

 چه بسیار انسانها دیدم تنشان لباس نبود ،


                               چه بسیار لباسها دیدم درونشان انسان نبود ،

 

این کلیپ ارزش هزاران بار دیدن را دارد.

گفته میشود نخستین زن پزشک جهان تا لحظه ای که زنده بود یک مرد بود و فقط در مرده شورخانه بود که وقتی تن لخت او را دیدند همه متوجه شدند او یک زن است.

 جیمز بری مرد جوانی که در سال ۱۸۱۲ مدرک پزشکی خود را از دانشگاه ادینبورگ در انگلستان گرفت و سپس تحصیلات خود را در لندن ادامه داد و به عنوان جراح در ارتش استخدام شد و همراه ارتش تا افریقا ، کانادا و هند رفت. او در ارتش به نافرمانی از فرماندگان خود مشهور بود. وقتی که سال ۱۸۶۵ فوت کرد و هنگامی که اورا در تابوت قرار میدادند متوجه شدند او یک زن است. دوستان و همکلاسی هایش وحشت زده و متعجب به او نگاه میکردند ، هیچ کس باور نمیکرد پسری که سالها با آنها دوست و صمیمی بوده یک زن بوده است.

 نام اصلی او " مارگارت آن بالکلی " بود و در ایرلند به دنیا آمده بود. او به شدت علاقمند به تحصیل در رشته پزشکی بود اما در آن سالها زنان اجازه نداشتند پزشکی بخوانند. در نتیجه مارگارت بری که به صورت خیلی جدی مصصم بود پزشک شود تصمیم گرفت خود را پسر جا بزند و به خواست خود برسد. با شناسنامه برادرش جیمزبری به دانشگاه رفت و پزشک شد.


معروفیت او بیشتر به دلیل سرعت عمل او در جراحی ها بود که با توجه به کشف نشدن داروی بیهوشی برای جراحی ها در آن زمان از اهمیت بالایی برخورد بود. گفته میشود او بارها با کسانی که در مورد ظریف بودن صدا و چهره اش مسخره اش میکردند به شدت برخورد کرده بود و حتی دعوای تن به تن میکرد ولی هرگز تا لحظه مرگ هیچ کس نفهمید که او یک زن است.

نام " مارگارت آن بالکلی " به عنوان نخستین زن پزشک در تاریخ جهان ثبت شده است. این زن برای بسیاری ارزشمند است چرا که توانسته است با تیز هوشی ، قانون ضد زن بریتانیای کبیر آن زمان را زیر پا بگذارد و آن کند که خود میخواهد. در مورد زندگی او فیلمی به نام " بهشت و زمین " به کارگردانی مارلین گوریس ساخته شده است.
همچنین رمان " جیمز میراندا بری " (James Miranda Barry) نوشتۀ " پاتریشیا دانکر " به زندگی این زن قوی میپردازد.

ایران سرزمین زیبایی‌ها است. بگذارید جمله را دقیق تر بگوییم ، ایران سرزمین عمل زیبایی و محصولات زیبایی است. ما جزو کشورهایی با بالاترین واردات و مصرف مواد آرایشی هستیم و همچنین دیگر به عنوان یک قطب عمل زیبایی مطرح شده ایم. قطعاً و یقیناً صنعت زیبایی در ایران میلیارد دلاری است.

راستش را بخواهید خودم جزو طرفداران آرایش ، آراستگی ، زیبایی و عمل زیبایی هستم و آن را نیز مشروط به شرایطی توصیه نیز میکنم. اما آنچه امروز می خواهم به آن بپردازم فقط در مورد عمل زیبایی مغز است. من و تو حتی اگر زیباترین اندام و مو و چهره را داشته باشیم ، دیر یا زود زشتی یا زیبایی مغز ما آشکار میشود. حتی اگر چنین نیز نشود ، خود از زشتی/ زیبایی آن در عذاب/ آرامش هستیم.

بگذارید برای شما مثالی بزنم. آمریکایی ها در سال 2008 ، 11 میلیارد دلار یعنی چیزی حدود 40 هزار ميلیارد تومان فقط روی محصولات توسعه و بهبود فردی (عمل زیبایی مغز) صرف کرده اند. آنها دریافته اند که علاوه بر خوش فرمی بینی ، شکم های سیکس پک و موهای زیبا ، نیازمند مغز زیبا نیز هستند. صرفاً با اندام زیبا نمیشود بر سرنوشت خویش مسلط شد و زندگی رضایت بخش داشت.

عمل زیبایی مغز ، آنجایی اهمیت پیدا میکند که متأسفانه ، نه نظام آموزش و پرورش ما و نه آموزش عالی ما مهارت های تفکر ، تحلیل گری ، موفقیت ، مهارت های زندگی را به ما نمی آموزد. فارغ التحصیل میشویم اما هنوز از حقوق مدنی خود بی خبریم. هنوز نمیتوانیم با همسر خود یک ارتباط موثر و قوی داشته باشیم. هنوز در مذاکره و توافق با دیگران ضعف داریم. هنوزم که هنوز است متأسفم از اینکه بهترین ایام عمرم را چنین گذرانده ام.

زیبایی را محدود به  زیبایی فک و صورت نکنیم که این فک در اولین جنبش از زشتی و زیبایی ذهن شما پرده برخواهد داشت.

 

 

تجویز راهبردی :

چند پیشنهاد مشخص برای عمل زیبایی مغز دارم :

 

  • تلویزیون را کنار بگذارید. میدانم سخت است. بنابراین پیشنهادم را پس میگیرم و فقط میگویم که 25 درصد کمتر برای این موجود خنگ کننده وقت بگذارید.

 

  • به یک کانال مهارتی در تلگرام بپیوندید و از یک کانال زشت لفت بدهید.

 

  • یک کتاب خوب در زمینه بهبود و توسعه فردی یا مهارت های تصمیم گیری بخرید و آن را سه بار بخوانید و فقط به یک دهم گفته های آن عمل کنید.

 

  • روی موبایل خود فایلهای صوتی بریزید و زمان هایی که در رفت و آمد و ترافیک و انتظار هستید ، فایل صوتی گوش کنید. امتحان کنید. شما بعد از یکسال ، حدود 100 ساعت کلاس آموزشی رایگان موفقیت شرکت کرده اید.

 

  •  این عملی است که باید خودتان انجام دهید و حتی از پروفسور سمیعی هم کاری ساخته نیست.

 

 

منبع : کانال مدیریت اجرائی

07خرداد

رویا

ﺧﺎﻧﻡ ‏" ﮐﺎﻧﺪﻭﻟﯿﺰﺍ ﺭﺍﻳﺲ " ﻭﺯﻳﺮ ﺍﻣﻮﺭ ﺧﺎﺭﺟة ﭘﯿﺸﯿﻦ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣیگه : ﺗﻮ ﺑﭽﮕﯽ ، ﭘﺪﺭﻡ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﻛﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﻨﻮ ﻣﯽﺑﺮﺩ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻭ ﻣﯽﮔﻔﺖ : ﺍﻳﻦﺟﺎ ﻣﺤﻞ ﻛﺎﺭ ﺁﯾﻨﺪة ﺗﻮ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭ ﺣﺘﯽ ﻋﻜﺲﻫﺎﯼ ﻛﺎﺥ ﺳﻔﻴﺪ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﻧﺼﺐ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ.

ﺧﺎﻧﻢ ‏" ﻛِﻴﺖ ﻭﻳﻨﺴﻠِﺖ " ﺑﺎﺯﻳﮕﺮ ﻧﻘﺶ ‏«ﺭُﺯ‏» ﺩﺭ ﻓﻴﻠﻢ ‏«ﺗﺎﻳﺘﺎﻧﻴﮏ ‏» ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺎﺯﯼِ ﺯﯾﺒﺎﺵ ﺟﺎﻳﺰة ﺍﺳﻜﺎﺭ ﺭﻭ ﻣﯽﮔﻴﺮﻩ ، ﻣیگه : ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻣﯽﺭﻓﺘﻢ ﺣﻤﺎﻡ ، ﺷﺎﻣﭙﻮﻣﻮ ﺑﻐﻞ ﻣیکرﺩﻡ ﻭ ﺗﺼﻮﺭ ﻣیکرﺩﻡ ﺟﺎﻳﺰة ﺍﺳﻜﺎﺭﻩ.
ﺍﺷﮏ ﺍﺯ ﭼﺸﻢﻫﺎﺵ ﺳﺮﺍﺯﻳﺮ ﻣﯽﺷﻪ ﻭ میگه : ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﯾﮑﯽ ﺩﻳﮕﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺷﺎﻣﭙﻮ ﻧﻴﺴﺖ ؛ ﺟﺎﻳﺰة ﺍﺳﻜﺎﺭﻩ  !!!

ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﻴﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻳﻪ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣة ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﯽ ﻣﯽﺧﻮﻧﺪﻡ . ﺍﺯ ﻗﻮﻝ " ﺯِﻻﺗﺎﻥ ﺍِﺑﺮﺍﻫﻴﻤﻮﻭﻳﭻ " ﺑﺎﺯﻳﻜﻦ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺗﻴﻢ ﻣﻠﯽ ﺳﻮﺋﺪ ﻭ  ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ‏« ﭘﺎﺭﯼ ﺳﻦ ﮊﺭﻣﻦ ‏» ، ﻛﻪ ﺟﺪﻳﺪﺍً ﻳﻪ ﺧﻴﺎﺑﻮﻥِ ﻣﻬﻢ ﺗﻮ ﺳﻮﺋﺪ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﺯﺩﻥ ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ : ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﻦ ﺭﺅﯾﺎﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﭽﮕﯽﻫﺎﻳﻢ ﺩﻳﺪﻩ بوﺩﻡ !!!

ﺁﻗﺎﯼ " ﻫﯿﻠﺘﻮﻥ " ﺳﺮﺍﯾﺪﺍﺭ ﯾﮏ ﻫﺘﻞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽﺍﺵ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﺳﺮﺍﯾﺪﺍﺭﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ، ﺍﻣﺎ ﺍﻵﻥ ٨۴ ﺗﺎ ‏«ﻫﺘﻞ ﻫﯿﻠﺘﻮﻥ‏» ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ !!! ﺍﻭ ﺑﯽﺷﮏ ﺑﺰﺭﮒﺗﺮﯾﻦ ﻫﺘﻞﺩﺍﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩﺍﯼ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﺸﻮﻥ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﯽﺷﻪ : ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺳﺮﺍﯾﺪﺍﺭ ﺑﻮﺩﯼ ، ﭼﯽ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﺪﯼ؟؟
ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽﺩﻩ : ﻣﻦ ﻫﺘﻞﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩﻡ !!
- ﺁﻗﺎﯼ ﻫﯿﻠﺘﻮﻥ ، ﻫﺘﻞﺑﺎﺯﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﯿﻪ ؟!! ﺑﮕﻮ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﻪﺑﺎﺯﯼ ، ﻫﺘﻞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯿﻢ !!
: ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻭﻥ ﺩﻭﺭﻩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﯽﺩﻭﻧﻦ ﻣﻦ ﺳﺮﺍﯾﺪﺍﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻣﺸﺘﺮﯼﻫﺎ ﺭﻭ ﺟﺎﺑﻪﺟﺎ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ، ﺷﺐﻫﺎ ﮐﻪ ﺭئیس ﻫﺘﻞ
ﻣﯽﺭﻓﺖ ﺧﻮﻧﻪ ، ﻣﻦ ﻣﯽﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﺶ ، ﻟﺒﺎﺱﻫﺎﻣﻮ ﺩﺭﻣﯽﺁﻭﺭﺩﻡ ، ﻟﺒﺎﺱﻫﺎﯼ ﺭﯾﯿﺲ ﺭﻭ ﻣﯽﭘﻮﺷﯿﺪﻡ ، ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺰ ﻣﯽﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ
ﻫﺘﻞﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ! ﻣﺪﺍﻡ ﺗﺼﻮﺭ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮒﺗﺮﯾﻦ ﻫﺘﻞﺩﺍﺭﺍﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﺴﺘﻢ !!


ﺣﺎﻻ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺗﻮ ﺧﻠﻮﺗﻤﻮﻥ ‏« ﺳﺮﻃﺎﻥﺑﺎﺯﯼ‏» ﻣﯽﮐﻨیم ... !!!

ﺑﻌﻀﯽﻫﺎ ﺗﻮ ﺫﻫﻨﺸﻮﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﯽﺭﻥ ... !!!

ﺭﻭﺯﯼ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﻭﺭﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽﺷﻦ ... !!!

ﺭﻭﺯﯼ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﭼﺎﻗﻮ ﺗﻮ ﺷﮑﻤﺸﻮﻥ ﻣﯽﺭﻩ ... !!!

ﺭﺍﺑﻄة ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ ﻣﯽﺑﻴﻨﻦ ... !!!

ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻭ ﻋﺰﻳﺰﺍﻧﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﻛﻨﻦ ... !!!

ﺧﻴﻠﯽ ﻭﻗﺖﻫﺎ ﻧﻘﺶ ﻳﮏ ﺁﺩﻡ ﺷﻜﺴﺖﺧﻮﺭﺩﻩ ، ﺑﯽﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ، ﻧﺎﻻﻳﻖ ، ﻃَﺮﺩ ﺷﺪﻩ ، ﺯﺷﺖ ﻭ ﻏﻴﺮﺩﻭﺳﺖﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﻛﻨﻦ ... !!!

⁉️ ﺩﺭﺳﺘﻪ !!!

ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ‏" ﺁﻟﺒﺮﺕ ﺍﯾﻨﺸﺘﻴﻦ " : ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺷﺒﯿﻪ ﺭﺅﯾﺎﻫﺎﯾﺶ ﻣﯽﺷﻮﺩ ، ﺭﺅﯾﺎﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﻧﯿﮏﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﺴﺎﺯﯾﺪ ؛ ﻫﻤﻴﻦ!

coolﻫﻤﻴﺸﻪ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻴﻢ ﺍﻓﻜﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﻣﻲﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺗﺮﺳﻴﻢ ﻛﻨﻴﻢ. ﺑﻴﺎﻳﻴﺪ ﺍﺯ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﻭ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺫﻫﻨﻴﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻴﻢ.

پژوهش‌های مرکز خلاقیت رهبری (Center for Creative Leadership) نشان می‌دهد که حدود ۹۰ درصد از آن چیزی که برای انجام شغل باید یاد بگیریم ، در جریان انجام کار محقق می‌شود.

بنابراین ، این سؤال مطرح می‌شود که مدیران سازمان‌ها و دست‌اندرکاران توسعه منابع انسانی چگونه می‌توانند این یادگیری ضمن‌خدمت را که دانش ، مهارت‌ها ، توانایی‌ها و تجربه کارکنان را وسیع‌تر و عمیق‌تر می‌کند را سرعت بخشند و بهبود دهند؟

 

در این نوشتار  به برخی از روش‌های عملی برای دست‌یابی به این هدف اشاره می‌کنیم :

  • مطمئن شوید که مدیران به کارکنانشان بازخور عملکردی می‌دهند و آن‌ها را حداقل هفته‌ای یک‌بار با فعالیت‌های مربیگری ، هدایت می‌کنند.

 

  • کارکنان کم‌مهارت و کم‌تجربه را با کارکنانی که دارای عملکرد خوبی هستند ، در کنار هم و برای انجام یک مجموعه کاری قرار دهید. سپس آن‌ها را در انجام کار هدایت کنید و دانش ، مهارت و تجربه خود را با آن‌ها تسهیم کنید.

 

  • اهدافی چالشی تعیین کنید تا کارکنان را ورای منطقه راحتی بکشاند و دانش ، مهارت و تجربه آن‌ها را با یادگیری چیزی جدید و متفاوت به چالش بکشد.

 

  • کارکنان را به طور موقت ، در برای انجام بخشی یا همه وظایف شغلی به غیر از آنچه که اکنون دارند ، به کار بگمارید.

 

  • از کارکنان بخواهید که در رابطه با مسائل گفتگو کنند و پیشنهادهایی برای حل آن ارائه کنند.

 

  • وظایف و مشاغل را طوری طراحی کنید که حالت میان ‌وظیفه‌ای داشته باشند و افرادی با تنوع فرهنگی در آن‌ها منصوب ‌شوند.

 

  • از کارکنان بخواهید که پیرامون فناوری‌ها و روندهای جدید در حرفه خود پژوهش کنند و نتایج پژوهش خود را برای سایر کارکنان ارائه کنند.

 

  • سعی کنید میان کارهای مختلف پیوند برقرار کنید و آن‌ها را به پروژه خاصی متصل کنید.

 

  • کارها را طوری طراحی کنید که کارکنان را در معرض بخش‌های مختلف سازمان قرار دهد.

 

  • به کارکنان اجازه دهید در سایه کارکنان باتجربه‌تر که در شغلی متفاوت اما مکمل مشغول به فعالیت هستند ، حرکت کنند.

 

  • از کارکنان شغلی خاص بخواهید که از مهارت‌ها و شایستگی‌های محوری خود برای انجام وظایف اصلیِ شغلی دیگر استفاده کنند. (برای مثال از فردی که مسئول نگارش گزارش‌های فنی است ، بخواهید تا گزارش‌های بازاریابی تهیه کنند.)

 

  • برخی از کارکنان را مأمور کنید تا برخی دیگر را آموزش دهند و نقش مربیگری برای او داشته باشند.

 

  • برخی از کارکنان را در کنار کارکنانی که عملکرد ضعیفی دارند یا کار کردن با آن‌ها چالش‌برانگیز است ، قرار دهید.

 

به گفته مرکز خلاقیت رهبری ، هر وظیفه باید حداقل یکی از موارد زیر را تأمین کند :

 

  • مسئولیت‌های ناآشنا

 

  • جهت گیری های جدید

 

  • نیاز به حل مسئله

 

  • وجود ریسک انجام وظایف شغلی

 

  • تنوع فرهنگی

 

  • درگیر شدن در تیم‌های میان‌وظیفه‌ای

 

  • به چالش کشیدن دانش ، مهارت و شایستگی‌های فرد

 

  • نیاز به تاثیرگذاری بدون داشتن اختیار

 

اگر هنگام به‌کارگماری کارکنان یا واگذاری وظیفه ، نگاهی دقیق به نیازهای توسعه‌ای آن‌ها داشته باشیم و فرصت‌های یادگیری ضمن شغل که می‌تواند این نیازها را تأمین کند را در نظر بگیریم ، می‌توان محیطی را فرآهم کرد که به طور پیوسته از رشد ، یادگیری و موفقیت کارکنان حمایت می‌کند.

 

 

منبع : کانال مدیریت اجرائی

 

 

 ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ برنده ، مقداری ﺧﻮﻥ میریزند ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﯾﺨﯽ ﻗﺮﺍﺭ داده ﻭ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﻫﺎ میکنند. ﮔﺮﮒ ﺁﻥ ﺭﺍ میبیند ، یخ را به طمع ﺧﻮﻥ ﻟﯿﺲ ﻣﯿﺰﻧﺪ.

 ﯾﺦ روی تیغه کم کم ﺁﺏ میشود ﻭ ﺗﯿﻐﻪ تیز ، ﺯﺑﺎﻥ سرد و بی حس شده ی ﮔﺮﮒ ﺭﺍ می بُرد.

 ﮔﺮﮒ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ می بیند ﻭ به ﺗﺼﻮﺭ و خیال این که ﺷﮑﺎﺭ و طعمه ﺧﻮﺑﯽ پیدا کرده ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﯿﺲ می زند؛

 اما نمی داند یا نمی خواهد بداند که با آن حرص وصف ناشدنی و شهوت سیری ناپذیر ، دارد ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩش ﺭﺍ میخورد !

 ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺍﺯ آن ﮔﺮﮒ زبان بسته ﺧﻮﻥ میرود تا به دست خودش کشته میشود ، نه گلوله ای شلیک میشود و نه حتی نیزه ای پرتاب!

 گرگ با همه غرورش سرنگون ميشود'!

 طمع ، پول ، قدرت ،تكبر و فخرفروشی هر انسانى رو به سرنوشت این گرگ قطب گرفتار میكند.

19ارديبهشت

نوزادی که امروز در غرب به دنیا میاید :

  • از همان روز اول با سرمایه عظیمی از قدرت و نفوذ پا به جهان میگذارد.
  • زبان مادری او زبان بین المللی یا یکی از زبانهای "اول" دنیاست.
  • رنگ پوست ، مو و چشم او معیارهای "زیبایی" را تشکیل میدهند.
  • پشت سر او ارتشهایی مجهز به صدها یا هزاران کلاهک هسته ای و آخرین تکنولوژی جنگ افزاری تاریخ بشریت قرار دارند.
  • واحد پول او مبنای همه معاملات تجاری جهان است.
  • پاسپورت او مجوز ورود به تمام کشورهاست.
  • چهره های هنری و فرهنگی او اسطوره ها و "سوپر استار" های همه ملت های جهان اند و بزرگترین دستگاههای رسانه ای و تبلیغاتی جهان مدام "برتری" و تفوق او بر سایر مردم جهان را یادآوری میکنند.

 

نوزادی که امروز در شرق به دنیا میاید :

  • با یک برچسب "تروریست"، "عقب مانده"،"غیرمتمدن" یا "جهان سومی" پا به جهان میگذارد.
  • پدر و مادرش اسمی برایش انتخاب میکنند که تلفظ آن برای غربی ها آسان باشد.
  • از کودکی به کلاس "زبان" میرود چون گویا تا زمانی که انگلیسی یا فرانسه صحبت نکند "زبان" نمیداند ، حتی اگر زبان مادریش زبان هزاران شاعر صاحب دیوان مانند حافظ و سعدی و مولانا باشد.
  • او تمام دوران نوجوانی و جوانی اش را در حیرت و حسرت زندگی در غرب بسر میبرد و سالها میکوشد تا با کسب مدرک و تخصص و سرمایه "پرونده مهاجرتش" را تکمیل کند و امتیاز مهاجرتش به حد مطلوب مورد تایید سفارت خانه های خارجی برسد تا شاید در میان سالی زندگی اش به نقطه آغاز روز تولد یک نوزاد غربی برسد.

 

با این همه ، در زندگی هر انسان شرقی "لحظه" ای وجود دارد که اگر آن را دریابد چنان انرژی ای آزاد میشود که میتواند با آن جهان را تکان دهد. آن لحظه همان لحظه ایست که :

  • "کاسیوس کلی" - نوه برده سیاه پوست آفریقایی در آمریکا - بعد از پیروزیش در یک مسابقه بوکس جلوی دوربین خبرنگار ورزشی آمریکایی فریاد میزند "من زیبا هستم!من زیبا هستم!". خبرنگار حیرت زده با خنده ای مضطربانه و لحنی تمسخرآمیز میگوید : " صبر کن ، آنقدرا هم زیبا نیستی!" و در آن لحظه کاسیوس کلی که ناگهان به زیبایی خودش پی برده "محمدعلی" میشود و تکرار میکند "من زیبا هستم، من سلطان جهان هستم! من جهان را تکان دادم!" و بعد جهان را تکان میدهد.
  • وقتی " گاندی " - وکیل جوان هندی الاصل تحصیل کرده لندن - را در سفرش به آفریقای جنوبی به خاطر "رنگین پوست" بودن از قطار پیاده میکنند، او در حالی که ادامه مسیرش را با پای پیاده میرود "ماهاتما" (روح بزرگ) میشود و در ذهنش کل امپراطوری بریتانیا را از هندوستان پیاده میکند.
  • " نلسون ماندلا " متوجه میشود که آنقدر قدرتمند است که میتواند 27 سال عمر خودش را در زندان و 40 سال آپارتاید علیه ملتش را در یک لحظه تاریخ ساز ببخشد ، اما "فراموش نکند".
  • که روزا پارک ، مارتین لوترکینگ ، محمد مصدق و..."لحظه خودباوری" را درمیافتند.

 

« لحظه خودباوری » قدرت هسته ای واقعی یک ملت است ،

که به اتکای آن میتواند به صاحبان هزاران "کلاهک" هسته ای بگوید "هرگز من را تهدید نکن. "

در این مطلب به بیان هفت مورد از پیش بینی های بیل گیتس در مورد دنیای آینده پرداخته شده است. شواهد قابل استنادی وجود دارند که نشان میدهند تمام این هفت پیش بینی به حقیقت میپیوندند.

 بیل گیتس انسانی است که ذهنش دائما درگیر آینده است. این میلیاردر بشر دوست پیش بینی هایی در مورد دنیای آینده در رابطه با آینده ربات ها ، سلامت عمومی و محیط زیست انجام داده است که هفت مورد از آنها را در این مطلب بیان شده. احتمالاً تمام این پیش بینی ها به حقیقت خواهند پیوست ، زیرا روزی بیل گیتس ظهور گوشیهای هوشمند و شبکه های اجتماعی در آینده را پیش بینی کرد و امروز همه ما به حقیقت پیوستن این پیش بینی را با چشم خود میبینیم. شواهد زیادی وجود دارند که با استناد به آنها میتوانیم بگوییم که تمام این پیش بینی ها به حقیقت میپیوندند.

 

 

بیوتروریسم ۳۳ میلیون نفر را در عرض یک سال نابود خواهد کرد :

در توضیح بیوتروریسم باید گفت که این کار غیر اخلاقی انتشار عمدی عوامل بیماری زا برای نابودی انسان ها است. این عوامل بیماری زا هم می توانند طبیعی باشند و هم توسط انسان دستخوش تغییر شوند. بیل گیتس در یک کنفرانس که در مونیخ آلمان برگزار شد ، اذعان کرد که در آینده یک پاتوژن (ویروس عامل بیماری) منتشر شده در هوا که ترکیبی از ویروس آبله و آنفولانزای شدید است ، به یک عامل خطرناک نابودی انسان تبدیل میشود.

اپدیدمیولوژیست ها (افراد متخصص در زمینه نحوه انتشار عوامل بیماری زا و بیماریها در زمانها ، مکانها و قومیت ها یا نژادهای مختلف) اذعان کرده اند که به احتمال قوی در ۱۰ تا ۱۵ سال آینده چنین فاجعه بزرگی در سراسر جهان رخ خواهد داد و در صورتی که چنین اتفاقی رخ دهد ، در هر سال ۳۳ میلیون نفر نابود خواهند شد. به همین دلیل بیل گیتس و اعضای یک سازمان تاسیس شده توسط او ، واکسیناسیون گسترده ای را در اولویت های خود قرار داده اند.

 

خودکفایی قاره آفریقا از نظر تولید غذا در آینده :

میلیاردر آمریکایی در سال ۲۰۱۵ پیش بینی کرده است که توانایی کشاورزان قاره آفریقا در تولید مواد غذایی تا سال ۲۰۳۰ ، ۵۰ درصد افزایش خواهد یافت و کل قاره از نظر تولید غذا خودکفا خواهد شد. در حال حاضر کشورهای این قاره سالانه ۵۰ میلیارد دلار مواد غذایی وارد میکنند. این در حالی است که ۷۰ درصد از جمعیت کشورهای جنوب صحرای آفریقا کشاورز هستند.

بیل گیتس در سال ۲۰۱۵ اذعان کرد که استفاده از فناوری های مبتکرانه در کشاورزی باعث میشود وابستگی غذایی قاره آفریقا تا ۱۵ سال دیگر از بین برود. در حال حاضر در سراسر جهان از کودهایی استفاده میشود که از عملکرد بهتری برخوردار هستند و محصولاتی پرورش داده میشود که در برابر عواملی همچون خشکسالی و آفات مختلف مقاومت بیشتری دارند. کشاورزان آفریقایی میتوانند با دستیابی به این فناوری ها و فناوری هایی که در حال حاضر به آنها دسترسی دارند ، تولید سالانه خود را دو برابر کنند.

بانکداری همراه زندگی افراد فقیر را متحول خواهد کرد :

به دلیل اینکه در کشورهای آفریقایی مردم به سختی امرار معاش میکنند ، آنها برای پرداخت پول جهت خرید مواد غذایی ، استفاده از خدمات درمانی ، آموزشی و تعمیری با مشکل مواجه میشوند و نمیدانند کدام یک را انتخاب کنند.

بیل گیتس معتقد است که این مشکلات از ضعف در بانکداری سرچشمه میگیرند. سرویس های مالی مانند M-PESA در حال حاضر در حال ارائه خدماتی به منظور دسترسی همه افراد به حسابهای بانکی دیجیتالی در کشورهایی همانند کنیا و اوگاندا است. در این صورت افرادی که قبلاً به حسابهای بانکی دسترسی نداشته اند میتوانند از این حسابها استفاده کنند و پول خود را راحت تر ذخیره کنند.

بیل گیتس در سال ۲۰۱۵ پیش بینی کرد که تا سال ۲۰۳۰ ، ۲ میلیارد نفر از جمعیت جهان که در حال حاضر فاقد حساب بانکی هستند ، میتوانند از این حسابهای دیجیتالی برای ذخیره سازی پول خود استفاده کنند و مبالغ مختلفی را به راحتی با گوشیهای خود بپردازند. این سرویس های همراه تامین کننده پول ، میتوانند یک سری از خدمات مالی همانند ایجاد حساب سپرده و پرداخت سود و همچنین تامین اعتبار برای شرکت های بیمه را نیز ارائه دهند.

 

در آینده تقریباً هیچ کشور فقیری وجود ندارد :

بیل گیتس در سال ۲۰۱۴ در نامه سالانه خود پیش بینی کرد که با توجه به روند ادامه دار کمک های خارجی ، تا سال ۲۰۳۵ تقریباً هیچ کشور فقیری وجود نخواهد داشت. البته اعضای سازمان تأسیس شده توسط او ، در مورد سیاست ترامپ در مورد بودجه مربوط به کمک های خارجی ، ابزار نگرانی کرده اند. بیل گیتس طبق اطلاعات ارائه شده از سوی بانک جهانی ، مردمی را فقیر میداند که درآمد آنها تنها ۱٫۹۰ دلار آمریکا در روز باشد و در حال حاضر تقریباً در ۳۵ کشور جهان مردم در چنین وضعیتی هستند.

بیل گیتس در نامه سالانه ۲۰۱۴ خود این گونه توضیح داد که در آینده درآمد مردم در بیشتر کشورهای دنیا (تقریباً همه کشورها) در سطحی خواهد بود که امروزه آن را متوسط رو به پایین میدانیم (البته ممکن است درآمد آنها بیش از این میزان نیز باشد.) وی در ادامه گفته های خود نوشته است در آینده کشورهای مختلف از کشورهای همسایه خود که بهترین عملکرد را در زمینه های مختلف دارند ، الگو برداری خواهند کرد و یا از فناوری های مبتکرانه ای مانند واکسنهای جدید ، بذرهای اصلاح شده و انقلاب دیجیتالی بهره مند خواهند شد.

 

دستیابی به یک فناوری شگفت انگیز جهت استفاده از انرژی های پاک برای تامین نیروی مورد نیاز جهان تا سال ۲۰۳۰ :

بیل گیتس در سال ۲۰۱۶ پیش بینی امیدوار کننده ای مطرح کرد و اعلام کرد که انرژی خورشیدی ، انرژی بادی و سایر منابع انرژیهای پاک و تجدیدپذیر دیگر تا سال ۲۰۳۰ بخش اعظمی از انرژی جهان را تأمین خواهند کرد. او در نامه سالانه خود توضیح میدهد که محققان سراسر جهان در این زمینه با چالش بزرگی روبرو هستند و این چالش از آنچه بیشتر مردم تصور میکنند ، هم بزرگ تر است.

 اما به هر حال انرژی های تجدیدپذیر ، فرصتی است که باید از آن استفاده کرد. مردم بیشتر کشورهای فقیری که بیل گیتس به آن ها سفر کرده است ، حتی دسترسی به آب شرب و برق هم ندارند و وضعیت مردم این کشورها به قدری بد است که شب ها نمیتوانند برق و روشنایی منازل خود را تأمین کنند یا مغازه های خود را شب ها باز نگه دارند و حتی توانایی تأسیس مراکز درمانی ضروری را نیز ندارند. در صورتی که محققان بتوانند به یک منبع انرژی پاک و ارزان قیمت دست پیدا کنند ، نه تنها معضل بزرگ پدیده تغییر اقلیم پایان مییابد ، بلکه زندگی فقیرترین مردم جهان نیز متحول خواهد شد.

 

از بین رفتن تعداد بسیار زیادی از مشاغل به دلیل فرایند اتوماسیون سازی :

طبق گفته بیل گیتس ، مسئولین تمام انبارها و کارخانه های آمریکا تا ۲۰ سال دیگر ربات ها را جایگزین تمام نیروهای انسانی خود خواهند کرد. او معتقد است این کار بسته به صنعتی که بیشترین میزان اتوماسیون سازی در آن انجام خواهد شد ، باعث از بین رفتن هزاران شغل و یا حتی میلیون ها شغل خواهد شد.

وی اذعان میدارد که روند جایگزینی انسانها با رباتها در تمام صنایع آغاز شده است ، اما این روند هنوز در ابتدای راه خود قرار دارد. پیشنهاد او برای کاهش سرعت جایگزینی انسان با ربات ها ، تعیین مالیات برای افرادی است که به جای نیروی انسانی از ربات استفاده میکنند.

 

ریشه کردن شدن کامل بیماری فلج اطفال تا سال ۲۰۱۹ در سراسر جهان :

جدیدترین آمار ارائه شده مربوط به این موضوع در سال ۲۰۱۶ نشان داد که تنها ۳۷ مورد جدید از بیماری فلج اطفال در سراسر جهان مشاهده شده است. این در حالی است که در اواخر دهه ۱۹۸۰ بیش از ۴۰۰ هزار فرد مبتلا به بیماری فلج اطفال وجود داشت.

طبق اطلاعات ارائه شده ، در حال حاضر تنها چند صد فرد مبتلا به فلج اطفال در سراسر جهان باقی مانده اند و بیل گیتس امیدوار است این بیماری نیز به عنوان دومین بیماری پس از آبله تا چند سال دیگر برای همیشه نابود شود.

بیل گیتس در نامه سالانه خود در سال ۲۰۱۳ اعلام کرد که در حال حاضر اعضای جامعه جهانی فلج اطفال در حال انجام مراحل پایانی تدوین یک برنامه با جزییات کامل هستند و در صورت اجرای این برنامه ، بیماری فلج اطفال تا شش سال دیگر به طور کامل ریشه کن میشود.

وی در ادامه این نامه گفته است که مراحل آغازین این برنامه ، باید اطلاع رسانی بیشتر در مورد واکسیناسیون باشد. در صورتی که رویای ریشه کردن این بیماری به حقیقت بپیوندد ، بیماری مهلکی از بین خواهد رفت که زمانی سالانه ۴۰۰ هزار کودک را معلول میکرد.

14ارديبهشت

نیکولو ماکیاولی (۱۵۲۸-۱۴۶۹) فیلسوف سیاسی ، شاعر ، آهنگساز و نمایشنامه‌نویس صاحب‌ نام ایتالیایی که بیشتر شهرت خود را از بدنامی به ‌دست آورده است. کتاب "شهریار" (۱۵۱۳) او سرشار از پندها و راهنمایی‌های غیراخلاقی به پادشاهان و حکمرانان به نظر می‌رسد :

  • همیشه در پی سود خویش باش : حق با قوی است. بنابراین اقویا باید قوانینی وضع کنند که حافظ آنها در برابر عصیان ضعفا باشد !

 

  • جز خویشتن هیچ‌کس را محترم مدار : شاه باید هدیه بپذیرد اما نباید هدیه بدهد.

 

  • بدی کن اما چنان وانمود کن که نیکی می‌کنی : بر پادشاهان لازم است که برای حفظ قدرت و منفعت خویش بر خلاف عدل ، شفقت ، انسانیت و حسن‌‌نیت رفتار کنند. اما رعایایشان نباید از این امر آگاه باشند. باید آنها را تحمیق کرد و چنان وانمود کرد که شهریارشان فرمانروایی شریف ، رحیم ، دین‌دار و عادل است (بگذار زبانت از رحم و شفقت سخن گوید اما دلت از بدی و شرارت لبریز باشد).

 

  • حریص باش و آنچه را می‌توانی تصاحب کن : چنان وانمود کن که از تو آزادیخواه‌تر کسی نیست. بر نیکی پا بگذار اما در همان حالی که لگدمالش می‌کنی وانمود کن مورد شفقت توست.

 

  • خسیس باش : شاه با مناعت طبع همیشه سرانجامش تباهی است.

 

  • خشن و درنده‌خوی باش.

 

  • چون فرصت بدست آوری ، دیگران را بفریب.

 

  • دشمنانت را بکش و اگر لازم بود دوستانت را هم ...

 

  • در رفتار با مردم به زور توسل جوی نه به مهربانی : ترس رعایا بهتر از دوست‌داشتنشان است.

 

  • همه مساعی خود را به جنگ متمرکز ساز : مهمترین کار شهریار تولید دشمن و جنگ است و مهمترین تفکرات جدی او و جامعه باید معطوف به یک مسئله یعنی شکست دادن دشمن یا دشمنان بدخو باشد.

 

با نگاهی اجمالی و بسادگی می‌توان دریافت که او جهان امروز ما را شرح می‌دهد. خوانش ماکیاولی اما قدری دشوارتر از این است که در نگاه نخست به چشم می‌آید. ایده تشکیل حکومت فضلا و حکما را نخستین‌ بار افلاطون از قول استادش سقراط  در کتاب "جمهور" و با طرح "اتوپیا" مطرح کرد. بعدها ارسطو آن را حکومت مستقیم یا (پولیتیا) نامید که همه مردم می‌بایست در ساختش از طریق انتخاب صالح‌ترین حکما همت گمارند. ماکیاولی با ایده دولت غیر مستقیم خود در برابر ایده ارسطویی یعنی رژیم‌های مستقیم به مفهوم کلاسیک ، که در کتاب سوم سیاست ارسطو آمده ، مخالفت می‌کند.

رژیم اصلح که موضوع فلسفه سیاسی کلاسیک است ، به نظر ماکیاولی از اساس وجود خارجی ندارد! همچنین هرگونه حق طبیعی‌ای که لازمه تشریح و به قدرت رساندن رژیم اصلح است برای توده‌های مردم وجود ندارد. این موضع گویای این است که نه خیر عمومی ، بلکه رژیم‌های واقعی و آنچه امروز "سیاست مدرن" می‌خوانیمش دغدغه اصلی ماکیاولی‌اند.

او می‌گوید اینکه "چه کسی حکم می‌راند؟" اساسا یک سؤال انحرافی و غیرضرور برای هدایت جامعه است. بلکه پرسش درست این است که: "چگونه باید حکم راند؟" او همچنین ضرورت "تغییرات" جهان را دریافته و معتقد بود تمام هنر سیاست بر این پایه استوار است که شکوه و عظمت مورد انتظار شهروندان یا رعایا در کشاکش تغییرات ، برای حکومت ثابت و پایدار بنظر برسد. او اخلاق انسانی و سیاست انسانی را از زیر سایه هرگونه امر قدسی بیرون کشیده و رها می‌کند. جهان ماکیاولی نظامی است که در آن غایت حیات سیاسی ، ثبات دولت و حفظ نظم و افزایش رفاه عمومی است.

از دیدگاه او تنها امکان منطبق با چنین وضعیتی ، تولید و آموزش نسلی نو از نخبگان و سیاستمداران بسیار باهوش خواهد بود که قادر به درک پیچیدگی‌های سیاست مدرن باشند و حتی بتوانند در بلند مدت "رعایا" را "شهروند" بنامند و چنین وانمود کنند که آنها صاحب حقوقی اساسی مانند حق انتخاب سرنوشت خویش هستند. در چنین شرایط پیچیده‌ای انتخاب بسیار محدود شده رعایا یا شهروندان امروزی تنها بر کنش شهریار به دادن امتیازات رفاهی بیشتر یا کمتر در جهت رفاه حال ایشان معطوف است.

اگرچه تقریباً هیچکداممان (از هر نژاد و ملیتی) در هیچ نقطه‌ای از کره زمین ماکیاولی را دوست نداریم ، مخصوصاً در تب‌وتاب‌های نزدیک به یک انتخابات سیاسی ، ولی شاید همه ما از اینکه وی ماهیت واقعی حکومت‌های امروز جهان (دست‌کم بخش زیادی از حکومت‌های جهان) را به ما نشان می‌دهد باید قدردان او باشیم !!

 

با سپاس از : حاجی